هد هد صبا - ای هد هد صبا به سبا می فرستمت - غزل 90

31- هد هد صبا
ای هد هد صبا به سبا می فرستمت   بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
حیف است طایری چوتو درخاکدان غم       زینجا به آشیان وفا می فرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست       می بیمت عیان و دعا می فرستمت
هر صبح و شام قافله ای از عای خیر     درصحبت شمال و صبا می فرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب     جان عزیز خود به نوا می فرستمت
ای غایب از نظ رکه شدی همنشین دل       می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن     کایینه خدای نما می فرستمت
تا مطربان زشوق منت آگهی دهند     قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
حافظ سور مجلس ما ذکر خیر تست     تعجیل کن که اسب و قبا می فرستمت

توضیحات :
 هدهد صبا (تشبیه = مرغ حضرت سلیمان 9 (سبا – سرزمینی است – صبا = باد جناس اختلافی = صنعت تشخیص = آرایه تلمیح ) نوا (آهنگ ) هتف (آواز دهنده غیبی ) قول (ترانه ) تفرج (از دشواری بیرون آمدن ) سماز (چنگ) شمال (باد شمال ) مرحله (مسافرت و فاصله ) غایب از نظر (معشوق = منادا ) بنو (به رسم نوا و ساز و برگ و توشه ) قول و غزل (علام موسیقی ) خدای نما (مخلوق ) معنی بیت 1 (ای هدهد نسیم بهاری و ای پیک مشتاقان تو را به شهر صبا و دیار معشوق می فرستم ببین که به چه راهی دور تورا می فرستم ) معنی بیت 3( درسلوک راه مهر و عشق نزدیکی و دوری مشکلی نیست که بتوان تصورش را کرد زیرا عشق اگر به کمال رسد عاشق به هر سو نگاه کند جانان را آشکارا می بیند و به دولت یار دعا میکند )

نتیجه تفال :
1-   انجام این نیت فعلاً زود است زیرا مقدمات آن کاملاً مهیا و آماده نیست و یا اصولاً ممکن است فکر ناپخته و نسنجیده ای باشد
2-   در راه عشق باید رنج و زحمت زیادی تحمل کرد و راه عشق راه پرخطری است که مبارزی قوی می طلبد آیا خود را آماده این نیت کرده اید ؟
3-   دراین هفته خبری خوش و دیداری موفقیت آمیز خواهی داشت که این ملاقات مژده های فراوانی دارد و بر اثر آن ردهای سعادت به رویت گشوده می شود موفق و کامیاب می شوی خبریکه فکرش را هم نمی کردی به تو خواهد رسید به طوریکه کامیابی با شما قرین خواهد شد که بر تو مبارک باد
4-   حافظ دربیت آخر می فرماید ( ای حافظ یاد نیک تو ترانه محفل ماست هان به آمدن شتاب کن که اینک برای تو اسب و قبلا گسیل می دارم ) پس همان طوری که لسان الغیب می فرماید خبر وهدیه خوبی همراه با موفقیت به دست شما می رسد
5-   نذری که کرده ای اداکن و سوره مبارکه الحج  از آیه 50 تا 78 را باحضور قلب و معنی بخوان که گشایش حاصل می شود .
6-   به یکی از مشاهد متبرکه برو و نذر کن که در رسیدن به موفقیت بسیار موثر است
7-   شما آدمی تند مزاج هستید و زود عصبانی می شوید ولی قلب شما از چشمه کوثر هم زلال تر است پس سعی کن بر اعصاب خود مسلط شوی چون حیف است انسانی مانند شما زود رنج باشد درحالی که می توانید برای دیگران سرمشق محبت و مهر باشید
8-   برنده با جبران اشتباه خود تاسف و پشیمانی خود را نشان می دهد  اما بازنده می گوید متاسفم اما درآینده اشتباه خود را تکرار می کند شما چطور ؟ برنده اید یا بازنده
9-   فرزندانی شایسته و همسری مهربان و لی زود رنج آینده شما را رقم می زند باید سنگ صبور همه باشی .


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات غزل (۹۰)
هدهد: مرغ شانه به سر، مرغ سلیمان، پوپک.
هدهد صبا: (اضافه تشبیهی) نسیم صبا به هدهد تشبیه شده.
سبا: نام شهری در یمن که ملکه آن به نام بلقیس بود و بنا به روایتی، سلیمان او را به زنی اختیار کرد.
طایر: پرنده، مرغ پروازی.
خاکدان غم: دنیای خاکی غم‌انگیز.
قرب و بعد: نزدیکی و دوری.
عیان: آشکارا.
درصحبت شمال و صبا: به همراهی باد شمال و نسیم صبا.
نوا: گروگان.
ثنا: درود، تحسین، آفرین.
تفرج: سیر و گردش.
صنع خدای: مصنوع و مخلوق خدای، آفریده خدا.
آئینه خدای نما: آیینه‌یی که خدا را نمایان می‌سازد.
قول و غزل: تصانیف سابق از چهار قسمت تشکیل می‌شده: ۱- قول یا شعر عربی، ۲- غزل یا شعر فارسی، ۳- ساز یا آهنگ، ۴- نوا یا نغمه‌یی از نغمات موسیقی مثل نغمه اصفهان و غیره.
هاتف غیب: فرشته غیب، فرشته‌یی که از عالم غیب آواز می‌دهد، آواز دهنده غیبی.
معانی ابیات غزل (۹۰)
(۱) ای نسیم صبا که به مانند هدهد، پرنده پیامی، تو را به کشور صبا روانه می‌کنم. ببین که تو را به چه جای دوری می‌فرستم.
(۲) حیف از پرنده‌یی چون تو است که در این سرزمین غم‌انگیز باشد. تو را از اینجا به کانون وفا و کوی جانان رهسپار می‌کنم.
(۳) در امر عشق مسئله نزدیک و دور بودن مطرح نیست من به وضوح تو را می‌بینم و به سوی تو دعا می‌فرستم.
(۴) هر بامداد و شامگاه کاروانی از دعای خیر به همراهی نسیم شمال و صبا به سویت گسیل می‌دارم.
(۵) برای اینکه هجوم سپاه غم تو سبب ویرانی ملک دلم نشود جان عزیز خود را به عنوان گروگان به پیش تو می‌فرستم.
(۶) ای که از دیده دور و در دلم مآوا داری من دعا گوی توام و به سویت درود می‌فرستم.
(۷) با تماشای صورت خود، از ساخته و پرداخته آفریدگار لذت ببر زیرا برای تو آیینه‌یی می‌فرستم که چهره خدا را نمایان می‌سازد.
(۸) برای اینکه مطربان، تو را از شدت عشق و علاقه من آگاه سازند قول و غزل و آهنگ و نغمه برایت ارسال می‌دارم.
(۹) ساقی بیا. (چرا) که فرشته عالم غیب به من مژده داد که با درد بساز. من برای تو دوا می‌فرستم.
(۱۰) حافظ! ذکر خیر و یاد تو، جای سرود مجلس ما را گرفته است. برایت اسب و قبا می‌فرستم بسوی ما شتاب کن.
شرح ابیات غزل (۹۰)
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
*
خاقانی:
ای صبحدم ببین به کجا می‌فرستمت
نزدیک آفتاب وفا می‌فرستمت
از میان غزلهای حافظ آن که بیش از همه یادآور داستانهای قرآنی و بازگو کننده اشارات آیات آن داستانهاست یکی غزل شماره ۸۸ : (شنیده‌ام سخنی خوش که پیرکنعان گفت) و دیگری این غزل مورد بحث است. در غزل ۸۸ شاعر به ریزه کاریهای آیات سوره یوسف نظر داشته و هر خواننده بصیر و مطلع به نکات و آیات سوره شریفه یوسف، با خواندن آن می‌تواند از حال و هوای اندیشه و فکر حافظ و تسلط او بر نشانه‌گذاری از معلومات خود در آن غزل به خوبی آگاه شود.
این غزل مورد شرح هم تقریباً تمام ابیات آن متکی به آیه‌های قرآنی است. تنها شاعر هنرآفرین و بی‌همتا و حافظ قرآن و با حافظه سرشاری مانند حافظ می‌تواند چنین هنرنمائی کند آن هم در غزلی که به صورت ظاهر در حکم پاسخ‌نامه‌یی است به نامه شاه شیخ ابواسحاق.
شاعر در بیت مطلع، باد صبا را به عنوان هدهد یعنی پیک حضرت سلیمان به شهر سبا، شهری دور دست، شهری که محبوب او در آنجاست می‌فرستد و این همان کاری است که سلیمان برای بلقیس انجام داد و این یادآور مضمون و تلمیحی است به آیة شریفة ۲۸ سوره نمل: اذهب بکتابی هذا فالقه الیهم ثم تول عنهم فانظر ماذا یرجعون.
این نامه را ببر نزد ایشان پس رو بگردان سپس ببین چه جواب می‌گویند.
دربیت سوم با آوردن کلمه‌های قرب و بعد یادآور آیه‌های ۵ و ۶ و ۷ سوره المعارج می‌شود. ۵ فاصبر صبراً جمیلاً ۶ انهم یرونه بعیداً ۷ ونریه قریباً.
پس صبر کن صبر نیکو. بدرستی که ایشان آن را دور می‌بینند. و ما آن را نزدیک و با آوردن کلمه (می‌بینمت عیان) اشاره به آیه ۷ دارد.
در بیت چهارم شاعر اشاره به آیه ۱۱ سوره سبا می‌کند:
ولسلیمان الریح غذوها شهر و رواحها شهر… و برای سلیمان، باد صحبگاهانش ماهی بود و شباهنگاهش ماهی…
در اینجا باید گفت که تسلط ذهن حافظ که حافظ قرآن است به مفاد این آیه و تجسم کلمات غدوها و رواحها در پیش چشم او، ذهن خلاق شاعر را به سوی کلمات صبح و شام توجه داده و برای آن مضمون ارسال دعای خیربوسیله بادصبا و نسیم شمال می‌سازد زیرا باد صبا و نیسم شمال پیک حضرت سلیمان و به فرمان او بودند و سرعت آنها طوری بود که هر روز به اندازه یک ماه و هر شام به اندازه یک ماه طی طریق می‌کردند.
دربیت پنجم شاعر مضمونی دارد که ظاهر آن چنین معنا می‌دهد: تا ملک دلم از لشکر غم تو خراب نشود جان عزیز خود را به صورت گروگان پیش تو می‌فرستم این صورت ظاهر معنا را صورت باطنی دیگری در بطن مستتر است. در تفاسیر سوره نمل و داستان حضرت سلیمان و بلقیس و از فحوای آیات اینسوره شریفه که بصورت موجز بیان شده برمی‌آید که با رسیدن نامه سلیمان به بلقیس و دعوت او به دین توحیدی و مشورتی که بلقیس با سران و بزرگان لشکر خود کرد و به هنگام اخذ تصمیم نهایی گفت ما با پادشاهان در نمی‌افتیم و آیه ۳۴ سوره نمل بازگو کننده نظریه بلقیس و علت انصراف او از جنگ با سلیمان است: قالت ان الملوک اذا خلوا قریه افسدوها و جعلوا عزه اهلها اذله و کذلک یفعلون. بلقیس گفت به درستی که هرگاه پادشاهان در قریه‌یی وارد شوند آن را به تباهی می‌کشند و عزیزان اهل آن را ذلیل می‌گردانند و از اینگونه کارها می‌کنند.
و تصمیم به رفتن نزد حضرت سلیمان گرفت و نفس عمل حضور یافتن بلقیس در دربار پادشاهی که او را به جنگ تهدید کرده بود چنین معنا می‌دهد که او خود را در این معامله گروگان کرد و به همین دلیل حافظ در بیت پنجم می‌فرماید: (جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت).
در بیت ششم حافظ خطاب به محبوب خود می‌فرماید (ای غایب از نظر که شدی همنشین دل) و تلمیحی است به آیه ۲۰ سوره نمل: و تفقد الطیر فقال ما لی لا اری الهدهد ام کان من الغائبین. ‌جویای‌پرنده شد پس‌گفت‌چیست مرا که هدهد را نمی‌بینم؟ یا او‌ از ‌غائبین است.
شاعر، محبوب خو را به مانند هدهد می‌داند که از نظر سلیمان غایب شده و همنشین بلقیس گشته است و بدون شک مضمون غیاب هدهد و عبارت آیه شریفه: من‌الغائبین که در ذهن شاعر حافظ قرآن و در پیش چشم او جلوه‌گری بوده است برای محبوب خود یعنی شاه ابواسحاق مسافر و غایب از نظر، مضمون ساخته است.
از مضمون و معنای بیت هشتم چنین برمی‌آید که یکی از وظایف حافظ دردربار شاه ابواسحاق و شاه‌شجاع تنظیم برنامه قول و غزل و آهنگ و ساز در دستگاه مناسب و اجرای آن توسط هنرمندان و مطربان بوده و چه بسا که آواز آن را هم خود به عهده داشته است. غزلهای حافظ اکثراً در اوزانی است که با دستگاههای اصلی آواز ایرانی تناسب کامل دارد و از آنجایی که خود، صاحب لحن و آواز و عالم به علم موسیقی بوده است راز و رمز عمر جاویدان غزل را در توافق آن با اجرای در دستگاههای موسیقی می‌دانسته است و از اینروست که همین غزل را که به منزله پاسخ‌نامه شاه است به نحوی ساخته و پرداخته تا مطربان بتوانند با اجرای آن دردیار غربت هم دل شاه را شاد و هم او را به یاد دوست خود بیندازند.
شاعر در دو بیت آخر غزل، فکری را که در ضمیر باطن خود داشته پیاده کرده و چنین می‌گوید سروش غیبی مرا نوید داد که با درد فراق خوکن و من به زودی برای تو دوا می‌فرستم و وصل جانان را نصیب تو می‌کنم و چون درد فراق همچنان پا برجاست ای ساقی تو بیا که دوای این درد در جام شراب توست. پس از این حافظ از زبان محبوب خود و خطاب به خود چنین می‌گوید که برای مجلس ما سرود و قول و غزل فرستاده‌یی سروده مجلس ما همان ذکر خیر تو است و ما هم اشتیاق زیارت تو را داریم از اینرو وبرای تو اسب و قبا می‌فرستم تا هرچه زودتر به سوی من بشتابی. و در ضمن تلمیحی است به آیه ۳۵ سوره نمل:
و انی مرسله بهدیه فناظره بم یرجع المرسلون. و بدرستی که من فرستنده‌ام به سوی ایشان هدیه‌یی و نظر کننده‌ام که به چه فرستادگان برمی‌گردند.
و برابر مفاد تفاسیر بلقیس با ارسال اسب و هدایای گرانقیمت و زیورآلات درصدد آزمایش حضرت سلیمان برآمد.
و این دعوت غیرمستقیم که حافظ در دهان طرف مقابل می‌گذارد و خود را دعوت می‌کند یکی از چشمه‌های رندی شاعر دل آگاه ما را به اثبات می‌رساند و در غزل بعدی مشاهده خواهیم کرد که این تقاضا با صراحت بیشتری عنوان شده است.
توضیحاً این غزل را حافظ در پاسخ‌نامه شیخ‌ابواسحاق سروده و برای او فرستاده است
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

غزل به قلم علامه قزوینی :

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت
هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن کیینه خدای نما می‌فرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت

غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

ای هد هد صبا به سبا می فرستمت    بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
حیف است طایری چوتو درخاکدان غم        زینجا به آشیان وفا می فرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست       می بیمت عیان و دعا می فرستمت
هر صبح و شام قافله ای از عای خیر      درصحبت شمال و صبا می فرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب     جان عزیز خود به نوا می فرستمت
ای غایب از نظ رکه شدی همنشین دل       می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن      کایینه خدای نما می فرستمت
تا مطربان زشوق منت آگهی دهند     قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
حافظ سور مجلس ما ذکر خیر تست     تعجیل کن که اسب و قبا می فرستمت

غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر